آلخاندرو آروانا Alejandro Aravena

معمار مردم

آلخاندرو آروانا Alejandro Aravena

آلخاندرو آروانا Alejandro Aravena، در سال ۱۹۶۷، در سانتیاگو، پایتخت شیلی، متولد شد. او در سال ۱۹۹۲ مدرک معماری خود را از دانشگاه کاتولیک شیلی دریافت کرد. دوران دانشجویی آروانا در اواخر سال های ۱۹۸۰ با دیکتاتوری ژنرال پینوشه مصادف بود. در آن دوران ورود بسیاری از مجلات خارجی ممنوع بود و دانشجویان معماری شیلیایی دسترسی محدودی به آنچه در بقیه دنیا می گذشت داشتند.

Alejandro Aravena

“به صورت پیش فرض ما رها شده بودیم تا هویت خودمان را بیابیم. استادان ما بیشتر«کارورز» بودند تا تئوریسین. آن ها به ما یاد می دادند ساختمان ها را چگونه باید ساخت. وقتی به گذشته نگاه میکنم، می بینم که روش اموزشی مفیدی بوده است.”

بعد از فارغ التحصیلی از دانشگاه، آروانا به مطالعات خود در زمینه ی تئوری و تاریخ هنر در دانشگاه ونیز ایتالیا ادامه داد.

” احساس می کنم زمانی که در سال ۱۹۹۲ به ونیز رفتم، آن جا بود که واقعا شروع به یادگیری معماری کردم. انگار در سیاره ای دیگر بودم. می توانستم برای یک هفته به یک ساختمان بروم،تنها برای کشیدنش. من یک ماه را به کشیدن معابد دوریک در سیسیل گذراندم. همه چیز را اندازه می گرفتم، مشغول جذب تمام تاریخی بودم که در شیلی آن را فرانگرفته بودیم. ساختمان های رمانسک، آثار پالادیو، آلبرتی، برونلسکی، همگی سبب شدند دریابم معماری چه می توانست باشد.”

وقتی اروانا در ابتدای سال های دهه نود میلادی به شیلی بازگشت، بعد از به مشکل برخوردن با تعدادی از کارفرما ها که بیشتر صاحب رستوران ها و فروشگاه ها بودند، به قدری از کار دل زده شد که معماری را رها کرد و در یک بار مشغول به کار شد. وقتی تصمیم گرفت معماری را از سر بگیرد، با پیشنهاد یک مجسمه ساز برای طراحی خانه اش مواجه شد.

” دنبال آزادی در طراحی بودم; پس به او گفتم من پولی نمی خواهم فقط بگذار هر کاری که می خواهم انجام دهم. گرچه سعی کردم کارم را با دقت زیاد انجام دهم، ولی نگرشم کاملا احمقانه بود.”

آزادی هنری که آروانا در طرح این خانه به دنبال آن بود، رویکردی بود که بعد ها آن را کاملا مردود دانست. چیزی که آروانا آن را اولین ساختمان خود می نامد طرح دانشکده ی ریاضی در دانشگاه محل تحصیلش، دانشگاه کاتولیک سانتیاگو، است. این ساختمان شروع یک همکاری بین آروانا و دانشگاه بود. رابطه ای که به ساخت چندین ساختمان دیگر از جمله برج های معروف سیامس (Siamese Towers) برای دپارتمان تحقیقات دیجیتال دانشگاه انجامید.

دانشگاه کاتولیک سانتیاگو

آلخاندرو آروانا

Alejandro Aravena

وقتی آروانا در سال ۲۰۰۰ برای تدریس به دانشگاه هاروارد دعوت شد، تصمیم گرفت المنتال (Elemental) را با شریک تجاری خود، آندرس لاکوبلی، تاسیس کند. لاکوبلی یک مهندس حمل و نقل بود که در هاروارد سیاست گذاری عمومی می آموخت. آن ها با یکدیگر می خواستند کاری در زمینه مسکن اجتماعی در شیلی انجام دهند.

” ما نمی دانستیم چگونه; می شد یک کتاب باشد یا حتی یک نمایشگاه. فکر کردیم اگر حرفی داریم، باید حرف خودمان را با پیروی از همان قواعدی که دیگران از آن ها پیروی می کنند ثابت کنیم: حداقل دویست خانه در یک زمان، با بودجه محدود دولتی.”

برای انجام دادن این کار به شرکائی نیاز بود. آروانا با شخصیت متقاعد کننده اش نه تنها دانشگاه کاتولیگ سانتیاگو بلکه شرکت نفت شیلی را هم وارد شراکت در المنتال (Elemental) کرد. المنتال پدیده ای نامعمول است. آروانا مایل است المنتال را یک کانون عمل بنامد. دفتری که بیشتر بر اقدام متمرکز است تا بر ایده. عمل در این عبارت روی این نکته تاکید دارد که المنتال صرفا کانونی برای بحث نیست؛ مانند آن چه در اندیشکده ها یا کانون های فکر می گذرد. روح المنتال در تکاپو برای اجرای ایده هاست، هر چقدر هم که شرایط دشوار باشند.

“ما باید ایده ها را به واقعیات ترجمه کنیم. این کاری است که ما انجام می دهیم. این قدرت ماست. این چیزی است که به خاطر آن پول میگیریم.”

اروانا و همکارانش، از ابتدا تا به همین امروز، در المنتال به دنبال یافتن راهکارهایی برای حل معضلات شهروندان و افزایش کیفیت زندگی آن ها با رویکردی تعاملی با آن ها بوده اند. برای همین تمرکز آن ها بر پروژه هایی با محوریت منفعت عمومی و تاثیرات اجتماعی مانند مسکن اجتماعی، فضاهای عمومی، زیرساخت ها و حمل و نقل بوده است.

پروژه کوئینتا مونروی (Quinta monroy)، اولین پروژه المنتال در زمینه ی مسکن اجتماعی در شیلی بود. آن ها باید با بودجه دولتی برای صد خانواده مسکن اجتماعی می ساختند، در محله زاغه نشین کوئینتا مونروی در مرز ایکیکه، شهری در شمال شیلی.

با بودجه تعیین شده تنها می شد نیمی از یک خانه را ساخت و این دقیقا کاری بود که آروانا و همکارانش در المنتال انجام دادند – ساخت نیمی از خانه که تکمیل آن از عهده ی ساکنان خارج بود: سازه، بام، آشپزخانه و حمام. برای نیمی دیگر از خانه فضایی خالی در نظر گرفته شد که ساکنان بتوانند بر اساس نیازها و بنا به سلیقه شان خانه را تکمیل کنند. طی یک سال سازه های یکنواختی که در ابتدا به مردم تحویل داده شد، به محله ای آیکونیک با نماهایی متنوع تبدیل شده بودند. این تغییرات سبب شد برخلاف بسیاری مسکن های اجتماعی دیگر که طی زمان فرسوده می شوند، ارزش خانه در کوئینتا مونروی افزایش یابد. در این حالت مسکن اجتماعی به جای اینکه هزینه محسوب شود، یک سرمایه گذاری به حساب می آید.

مسکن اجتماعی

ساکنان توانستند با هزینه ای کم مساحت خانه هایشان را از ۳۶ مترمربع به هفتاد مترمربع برسانند. پنج سال بعد از آن، ارزش هر خانه در کوئینتا مونروی بیش از بیست هزار دلار بود. دوسالانه ی معماری ونیز در سال ۲۰۰۸ که با عنوان «معماری ورای ساختمان» برگزار شد، برای المنتال و آروانا جایزه ی شیر نقره ای را که هر دوره به معمار برتر جوانی اهدا میشد به همراه داشت. برای «استفاده از هوش معمارانه در زمینه ی خانه سازی ارزان قیمت ». با وجود برگزیده شدن، نگرش آروانا ابدا با برگزار کنندگان دوسالانه آن سال همسو نبود. موضوع جشنواره آن سال، معماری ورای ساختمان، در جریانی از طرح های هنری خودمحورانه از برخی از مطرح ترین معماران تجلی یافته بود.

“معماران می خواستند آزادی هنری داشته باشند و ما به عنوان یک حرفه به خاطر این نگرش هزینه دادیم. به اسم آزادی هنری معماران بی ربط شدند. از طرفی برای برگزیده شدن خوشحالم، از طرفی هم حس خوبی ندارم؛ چون معماری را ورای ساختمان نمی بینم.”

برای آروانا بیش از آنکه زیبایی شناسی در معماری اهمیت داشته باشد، مسائل اجتماعی و اقتصادی و درگیر کردن معماری با این موضوعات دغدغه اصلی است. تا سال ۲۰۳۰ بیش از دو میلیارد نفر دیگر به شهرها مهاجرت خواهند کرد؛ روندی که به زاغه نشینی، فقر، اختلافات طبقاتی و خشونت دامن خواهد زد. در این حین تغییرات اقلیمی در حال دگرگون کردن چهره زمین می باشد. در این شرایط، آینده بیش از آنکه به معمار ستاره های بی ملاحظه نیاز داشته باشد، به عملگرایانی دارای بینش چون آروانا نیاز دارد؛ کسی که رفته رفته به نماد معماری ای با رویکرد اجتماعی بدل می شود؛ معماری که معضلات خاص قرن بیست و یکم را پیش رو دارد.

” برای معماران، این فرصت ها و چالش ها تاریخی اند.”

زندگی در شیلی و شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی آمریکای جنوبی در پی ریزی ذهنیت عمل گرای آروانا تاثیر فراوان داشته است.

“من مدیون زندگی در شرایط کمبودم. کمبود مانند فیلتری کاراست در مقابل هر انچه غیر ضروری است. این جا پول کافی وجود ندارد، زمان کافی برای پاسخ به یک مسئله وجود ندارد و ابزاری که در اختیار دارید دقیقا آن هایی نیستند که برای پاسخ گویی به آن مسئله نیاز دارید.”

در کنار پروژه های مسکن اجتماعی که بعد از کوئینتا مونروی، به عنوان یک مدل کارا و نوآورانه، در نقاط مختلفی از شیلی و دیگر مناطق در حال توسعه مطرح و ساخته شدند، آروانا اکنون به عنوان یک نام شناخته شده درگیر پروژه های بین المللی شناخته شده است. معماری که از هر نظر ماهیت متفاوتی از پروژه های مسکن اجتماعی را ارائه داده است. پروژه طراحی خوابگاه و غذاخوری برای دانشگاه سنت ادواردز در آستین تگزاس (۲۰۰۸) یکی از اولین پروژه هایی بود که آروانا در آنها با بستری جدید روبرو بود. این جا او بجای خانواده های فقیر با کارفرماهایی سرمایه گذار سروکار داشت که ساختمانی زیبا میخواستند که با معماری باواریایی پردیس اصلی دانشگاه همخوانی داشته باشد. نتیجه اولین مواجهه ی آروانا با این شرایط در فرآیند طراحی خلق ساختمانی بود، که به قول او، چیزی[بود]که ما نمیدانستیم می توانیم طراحی کنیم.

نابودی شهر چایتن در پاتاگونیای شیلی بر اثر فوران آتش فشان و طغیان آب در سال ۲۰۰۸، فرصتی برای آروانا بود تا تعهد اجتماعی و توانایی اش در یافتن پاسخ مناسب را در مقیاسی بزرگتر از مسکن های اجتماعی نشان دهد. بنا شد شهری جدید، در منطقه ای ساحلی در ده کیلومتری موقعیت سابق چایتن ساخته شود. پنج هزار نفر باید اسکان داده می شدند و این چیزی بود که المنتال در آن مهارت داشت. طرح و ساخت شهر جدید اکنون با همکاری شرکت مهندسی «Arup» در جریان است.

دو سال بعد از حادثه چایتن، در سال ۲۰۱۰، زلزله شدید شهر کانستیتوسیون در جنوب شیلی را لرزاند که سونامی سهمگینی در پی داشت. شهر تقریبا به طور کامل تخریب شد. این بار زمان کمتری در اختیار اروانا و المنتال قرار داشت. آنها باید طی ۱۰۰ روز تقریبا همه چیز را طراحی می کردند. با مشارکت دادن ساکنان و شناخت دقیق مشکلات، آن ها به راحتی دست یافتند که طرح آنها از همه جنبه های زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی مطابق با اصول است؛ رویکردی که برای او جوایزی در زمینه ی معماری و ساخت و ساز پایدار راد به همراه داشته است.

چیزی که در سال ۲۰۱۶ پریتزر (Pritzker)، معتبرترین جایزه معماری سال، را برای آروانا به ارمغان آورد، همین نگرش متعهدانه، تعاملی و پایدار او به معماری بود؛ چیزی که در طرح مسکن های اجتماعی و بازسازی های شهری او به خوبی نمود یافته است. زمانی مجله های معماری از چاپ کارهای آروانا به دلیل آنکه مطابق آنچه «مد روز معماری» نبودند اجتناب می کردند ولی طی سالیان اخیر به تدریج نگاه مجامع معماری، از جمله پریتزر، از معماری بی قید و نمایشی به نوع دیگری از معماری دوخته شد؛ به معمارانی که با تعهدشان از مرزهای مرسوم معماری فراتر رفته اند؛ معمارانی که از مسولیت شان برای حل فوری ترین مشکلات جامعه استفاده می کنند.

معماری مردمی

هیئت داوران جایزه ی پریتزر در بیانیه رسمی خود آورده است : «آلخاندرو اروانا تجسم احیای معماری است با سوگیری اجتماعی بیشتر، به ویژه با تعهد طولانی مدت خود در مقابله با بحران جهانی مسکن و مبارزه برای یک محیط شهری بهتر برای همگان. او درکی عمیق از معماری و جامعه مدنی دارد؛ مطلبی که در نوشته ها، فعالیت ها و طراحی هایش به وضوح منعکس شده است. امروزه نقش معمار در خدمت به نیاز های اساسی تر اجتماعی و انسانی به چالش کشیده شده است. آلخاندرو آروانا، به وضوح، سخاوتمندانه و به طور کامل به این چالش پاسخ داده است.

امتیاز کاربران: ۴٫۰۵ ( ۳ رای)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *